۱۰ مرداد ۱۳۸۷

دیانت بهائی پس از صعود شوقی افندی اولین ولی امرالله (بخش دوم)

بر اساس طرح روحیه خانم ایادی سابق امر از 18 تا 25 نوامبر 1957 در بهجی در جلسه ای سری شرکت نمودند آنها قبل از تشکیل جلسه پیش شرطهائی را که روحیه خانم به آنها تحمیل نمود پذیرفتند و قبول نمودند که مذاکرات نوشته وضبط نشود و آنچه در جلسات گفته میشود در خارج بازگو نشود و کاغذ ها ویادداشتها در آخر هر جلسه سوزانده شود و پس از پایان گفتگو ها و اخذ آراء هر چه که نظر اکثریت باشد بعنوان نظر همه ایادی محسوب واعلامیه به امضاء همه برسد هر چند با آن مطالب موافق نباشند.


حاصل این جلسات سری این بود که ایادی سابق علیرقم تذکرات میسن رمی مبنی بر اینکه ولایت امرالله در دیانت بهائی تسلسل دارد و تعطیل بردار نیست و " بدون اين مؤسّسه وحدت امر اللّه در خطر افتد و بنيانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطه فيضی که بر عواقب امور در طيّ دهور احاطه داردبالمرّه بی نصيب ماند و هدايتی که جهت تعيين حدود و وظائف تقنينيّهء منتخبين ضروری است سلب شود ." به استناد یه اینکه وصیتنامه ای نیافته اند به این نتیجه غلط و انحرافی رسیدند که شوقی افندی جانشینی تعین ننموده وچون هنگام انتصاب آخرین دسته از ایادی از آنها بعنوان سر خدمه اتحاد جهانی حضرت بهاءالله در حالت جنینی یاد نموده بود وظیفه ایادی است که نه نفر از میان خود تعین وبعنوان قیمها یا محافظین منصوب نمایند که بجانشینی شوقی افندی وظایف مسئولیتها و اختیارات او را بعهده گیرند.
آنها به غلط به این قسمت از الواح وصایا استناد نمودند:

" ايادی امر اللّه از نفس جمعيّت خويش نه نفر انتخاب نمايند و هميشه بخدمات مهمّه ولیّ امر اللّه مشغول باشند"

بیان مبارک فوق مربوط به زمان حیات ولی امرالله است که ایادی منتخب ولی امرالله را با اجرای دستوراتش یاری دهند و در حقیقت مربوط به زمانی است که دیانت بهائی از حالت طفولیت به مرحله بلوغ رسیده وحجم کارهای ولی امرالله به حدی برسد که خدمات این نه نفر ایادی امرالله در جوار او لازم گردد در زمان شوقی افندی فقط چهار نفر از ایادی بدلیل عضویت در شورای بین المللی بهائی در حیفا حضور داشتند و اولین ولی امرالله امور جاری را از طریق ارجاع مستقیم به اعضای شورا ی بین الملی بهائی انجام میداد وایشان این موضوع را در اعلامیه نهم ژانویه 1951 خود بشرح زیر بیان فرموده اند:

"موسسه نوبنیاد به فعالیت درسه بخش منصوب میگردد: اول، برقراری ارتباط با مقامات کشور جدید التاسیس؛ دوم، مرا در ایفای وظائف مربوط بساختمان فوقانی مقام اعلی مساعدت نماید؛ سوم، برگذاری مذاکرات با مقامات کشوری در باره مسائل احوال شخصی. علاوه بر اینها درطی دوران تحول این نخستین موسسه بین المللی جنینی فعالیت های بیشتری برآن افزوده خواهد شد،"

بعلاوه در زمان حیات شوقی افندی اولین ولی امرالله هیئت نه نفره ایادی امرالله برای خدمت به ایشان تشکیل نگشت و ایشان ترجیح دادند که ایادی بجای خدمت به ایشان در نقاط مختلف دنیا به خدمت بپردازند. در این باره ایادی سابق امرالله طرازالله سمندری هنگامی که برای زیارت به حیفا رفته بود ازاولین ولی امرالله سئوال نموده بود :

"در خصوص ایادی عرض کردم وقت نرسیده به موجب وصایا نه نفر برای خدمات و اجرای اوامر مبارک ایادی منتخب شود؟ فرمودند الان کمک من محافل ملی ومرکزی هستند این مطلب بعد از تاسیس بیت العدل خواهد بود"
(طراز الهی صفحه 508)
(بنظر میرسد که جمله " الان کمک من محافل ملی ومرکزی هستند" یابوسیله نویسنده کتاب یا توسط خود ایادی سابق طرازالله سمندری از بیان اصلی که احتمالآ بجای محافل "اعضای شورای بین الملی بهائی" بوده است تغیر داده شده باشد زیرا اعلامیه تاسیس شورای بین الملی بهائی چنین نشان میدهد، بعلاوه انجام آن خدمات بوسیله محافل ملی که هریک در کشور خودمستقر بودند و نزد شوقی افندی نبودند غیر عملی بنظر میرسد)

آنچه مسلم است اینست که هدف از انتخاب نه نفر از بین ایادی، بر اساس الواح مبارک وصایا خدمت به ولی امرالله است و چنین هیئتی در زمان حیات اولین ولی امرالله تشکیل نگشت. در هر صورت تشکیل چنین هیئتی بعد از صعود اولین ولی امرالله بی مورد و نا مشروع وبر خلاف میل و اراده ایشان بود زیرا اولین ولی امرالله در زمان حیات خویش خدمتکاری آنها را لازم نداشت چه رسد به بعد ازصعودش.

جالب اینجا است که هیئت نه نفره ایادی در حالیکه مدعی بودند ولی امرالله وجود ندارد در پایان مکاتبات خود مینوشتند "در خدمت به ولی امرالله "
بهر حال ایادی سابق امر و بیت العدل بدلی ساخته آنان هرگز نتوانستند به این سئوال پاسخ دهند که اگر قرار بود که بجانشینی شوقی افندی اولین ولی امرالله ، یک هیئت نه نفره امر را اداره کند چرا این هیئت نه نفره شورای بین المللی بهائی (بیت عدل جنینی) نباشد که بوسیله شخص اولین ولی امرالله تعین گشته و اعضای آن بوسیله خود او منصوب گشته بودند ؟ انتصاباتی را که ولی امرالله انجام دهد فقط بوسیله بوسیله ولی امرالله قابل تغیر یا لغو است نه بوسیله افرادی دیگر که هیچگونه اختیارات اداری نداشتند ایادی بنا به نوشته های صریح اولین ولی امرالله حتی حق مداخله در امور محافل را نداشتند چه رسد به مداخله در شورای بین المللی بهائی که عالیترین و بالاترین مرجع دیانت بهائی بعد از شوقی افندی بود ارتباط ایادی با محافل ملی محدود به مشورت بود، محافل اجباری در قبول واجرای نظرات ایادی نداشتند و ایادی حق دستور دادن به محافل را نداشتند.

۶ نظر:

علی گفت...

حضرت ولی امر می فرمایند:
"هیچکدام از آنها نمیتواند و هرگز نباید به حدود وظایف مقدسه و مقرره دیگری تخطی نماید"
اگر ولی امر هم نمیتونه در وظایف بیت العدل دخالت کنه پس چه جوری 36 سال در دوران ولایت بیت العدل نداشتیم؟خوب اگر به هم ربط نداره و وظایفشون جداس،پس حالا هم بیت العدل داریم و ولی ندریم!اشکالی داره؟

ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
نصرت گفت...

علی عزیز،
اگر گفته شما راجع به دیانت بهائی است باید به عرضتان برسد که دیانت بهائی بدون وجود ولی امرالله ممکن نیست.
شما گفته بیت العدل بدلی را تکرار نموده اید ، یکی از دلائل مشروع نبودن آن موسسه کاذب ارائه اینگونه عذر های بد تر از گناه میباشد اینکه در طی دوران ولایت امر شوقی افندی بیت عدلی وجود نداشته است (غیر از شش سال آخر که بیت عدل جنینی را تاسیس فرمودند و آنهم بصورت غیر فعال بود) دلیل قابل پذیرشی برای عدم تسلسل و استمرار ولایت امرالله و یا ایجاد یک موسسه ناقص که با بیت عدلی که حضرت عبدالبهاء در الواح وصایای خود توصیف فرموده اند بجز اسم شباهت دیگری ندارد نمیباشد.
علت اینکه در آن زمان بیت عدل ایجاد نشده عدم نیاز به وضع قوانین جدید و عدم فراهم آمدن شرایط لازم برای وجود بیت عدل بوده که البته اکنون نیز هنوز شرایط لاز م فراهم نگشته است
ترجمه بیان شوقی افندی اولین ولی امر دیانت بهائی که اصل آن را میتوانید در صفحه 149-150
The World Order of Baha'u'llahمشاهده فرمائید بشرح زیر است:
"از اين بيانات کاملاً واضح و روشن است که ولی امر مُبيّن آيات اللّه تعین گشته است وبه بيت عدل اعظم وظیفه تشریع در مواردی که عمدأ درتعالیم بیان نگشته واگذار شده است. تفسير و تبيين ولايت امر در دايره خويش همآن قدر مورد تمکين و انقياد است که قوانين موضوعهء بيت عدل که حقوق واختیاراتش وضع قوانين و احکام غير منصوصهء حضرت بهآءاللّه است . هيچيک ازاين دو نميتواند به حدود مقدّسهء ديگری تجاوز نمايد و هرگز نخواهد نمود . هيچيک در صدد تزئيف سلطه و اختيارات مخصوصه مسلّمهء ديگری که از طرف خداوند عنايت گشته است بر نخواهد آمد ."
شوقی افندی در طی 36 سال دوران ولایت خود هرگز به تشریع و وضع قوانین مبادرت ننمود اما بیت العدل بدلی به دلیل اینکه موسسه ای نا قص و نا مشروع میباشد که بر خلاف نص صریح الواح مبارک وصایا و تبینات اولین ولی امرالله بوجود آمده بکرات مبادرت به تبین ، تفسیر و تعبیر غیر مجاز نصوص پرداخته و حتی در بعض از موارد نصوص را مورد تأویل، تحریف و تغیر قرار داده است.

sami گفت...

الله ابهی
حضرت عبدالبها در الواح وصایا ولایت امر را به ولد بکر واگذار کرده اند و ولد بکر به معنای پسر است و البته در همان لوح ایشان از همه میخواهند که هیچ تاویلی در این مورد نکنند و عین معنی عبارات را در نظر گیرند و این مورد را چند بار ذکر میکنند تا مانند دوران بعد از حضرت بهاالله احبا دچار اختلاف نشوند.با وجود این بعد از آن حضرت حتی خانواده ایشان به ناقضین عهد ایشان پیوستند و از معنی صریح عهد و میثاق دور شدند.اما حضرت شوقی افندی با چنان قدرت و قوت روحانی در کمال اطمینان توانستند در طول سی و شش سال ولایت خود امر را از آن مرحله به سراسر عالم انتشار دهند و پیام حضرت بهاالله که وحدت و یگانگی بود را به گوش همه رسانند و حتی قصر بهجی را که به عنوان قبله اهل بها در دست دشمنان امر بود از ناقضین پس بگیرند.ایشان پسر نداشتند.به فرموده حضرت عبدالبها از برای پسر حتی مقام نبوت نیز به ارث میرسد.بنا بر الواح وصایا ایادیان امر باید اطاعت خود از ولی امر و ولایت او را اعلام کنند. پس آنان مجتمع شدند و بررسی کردند که حضرت شوقی افندی پسر ندارد و کسی را به عنوان ولی امر انتخاب نه کرده و نه می تواند بکند.پس بر طبق نقشه ده ساله راه ایشان را تا تشکیل بیت العدل ادامه دادند.اما متاسفانه یکی از آنان خود را ولی امر دانست و بقیه ایادیان اطاعت خود را از او اعلام نکردند پس او از جامعه بهایی دور شد.
آیا این بیت العدل اعظم نبود که امر الهی را با نقشه های خود به سراسر عالم برد و راه ولی امر خود را ادامه داد؟آیا این بیت العدل لعظم نبود که با تشکیل کنفرانس ها وحدت در کثرت را به عالمیان نشان داد؟آیا این با هدایت آنان نبود که مشارق الاذکار در عالم بنا شد و آن ابنیه مبارکه ملیون ها تن را به امر مبارک دعوت نمودند؟آیا این همان موسسه ای نبود که با هدایات خود طبقات مقام اعلی را در نهایت شکوه به اتمام رساند؟آیا این بیت اعدل اعظم نبود که با ارسال پیام های خود شعله امید و حیات را در قلوب احبای ایران که تحن شدید ترین بلایا بودند فروزان نگاه داشت؟و این موسسه فخیم هم اکنون نیز در نهایت قوت به وظایف خود مشغول است.
نظرات شما نه تنها به عنوان یک بهایی بلکه به عنوان یک انسان آزاد و شریف برای این حقیر محترم است.به نظر بنده قوت و قدرت روحانی مظاهر مقدسه و سلسله عهد و میثاق آنان بارزترین دلیل بر حقانیت آن هاست. حضرت شوقی افندی به مدت سی و شش سال چنان موجب پیشرفت امر مبارک در سراسر عالم شدند که همگی با آن واقفیم امیدوارم آن حقیقتی که به عنوان ولی امر قبول فرموده اید بتواند با همان قوت به امر مبارک خدمت کند و تا استقرار مدنیت جهانی بر بسیط قبرا همراه هم باشیم.بنده که نوزده سال دارم تا این چند روز از وجود چنین شخصی آگاه نبودم و امیدوارم اگر او دارای چنان قدرت روحانی است مردمان را از خواب غفلت بیدار کند.به نظر بنده حقیر مهمترین جنبه دیانت بهایی و هدف نهایی آن وحدت عالم انسانی است پس اگر در این هدف اشتراک نظر داریم برای آن تلاش کنیم و کاری نکیم تا خود دیانت بهایی دچار اعظم ضر آن یعنی اختلاف مابین احباب گردد..

Pedro گفت...

حقيقتي كه بعضي ها در قبول ان مشكلاتي دارند اينستكه ولي امرالله بايد از سلا له حضرت بهااالله باشد( بدين ترتيب طبق عهد خداوند در كتاب عهد قديم، بازماندگان حضرت بهاالله (ولي امرالله ) بايد از سلا له حضرت ابراهيم باشد). بي خبري در اين مورد براي نا اگاهان اين توهم را پيش اورده است كه هر كسي ميتواند ادعاي مقام ولي امرالله را بكند.
Pedro

نصرت گفت...

تسلسل ولایت امرالله در دیانت بهائی که در الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبهاء و پیامها و نوشته های شوقی افندی اولین ولی امر بهائی مورد تاکید قرار گرفته است بموجب مفاد صریح الواح وصایا که متمم و مکمل کتاب اقدس است از راه تعیین و انتصاب جانشین بوسیله ولی امر الله در زمان حیاتش صورت میپذیرد و تشخیص شایستگی جانشین فقط در صلاحیت ولی امرالله است. در حالیکه نه تنها ولی امر حاضر از سلاله حضرت ابراهیم هستند، اولین و دومین ولی امر بهائی نیز از سلاله حضرت ابراهیم بودند و اصولأ در زمان ما صد ها میلیون نفر وجود دارند که از سلاله آن حضرت هستند در الواح وصایا چنین شرطی را برای تعیین جانشین ذکر نفرموده اند. اصولأ اولیاء امرالله اغصان شجره مبارکه هستند برای آگاهی بیشتر مقاله شجره مبارکه را در همین بلاگ مطالعه فرمایند. بر طبق الواح مبارک وصایا اولیاء امرالله موظف و مکلف هستند که جانشین خود را در زمان حیاتشان تعیین نمایند از اینرو شوقی افندی نیز جانشین خود (چارلز میسن ریمی) را در زمان حیاتش تعیین نمود.

نصرت