۳۰ آذر ۱۳۸۷

اصل توارثی و تقدم ولد ارشد


از جمله نکاتی که در نوشته های ردیه نویسانی که بر علیه ولایت امرالله قلم میزنند بچشم میخورد تحریف و تأویل اصول توارثی و تقدم ولد ارشد است که در کتاب دور بهائی مورد اشاره قرار گرفته است بخصوص ذکر جمله ای از حضرت عبدالبهاء که میفرمایند: " در جميع شرايع الهيه ولد بكرامتيازات فوق العاده داشته حتي ميراث نبوت تعلق باو داشت" مورد سوء استفاده و تفسیر غلط آنان قرار گرفته است.
باید توجه داشت که اصول مورد اشاره ضمن اینکه با یکدیگر بدون ارتباط نیستند مباحث جداگانه ای میباشند، شوقی افندی اولین ولی امر دیانت بهائی در توقیعات خود از "اصل موروثی" ، " مقام موروثی" و"اختیارات موروثی" برای نشان دادن تسلسل و ادامه ولایت امر استفاده نموده است.

در فرهنگ لغت "موروثی" بمعنی " آنچه که به ارث رسیده" و "ارثیه " بمعنی "آنچه از کسی به ارث به دیگران میرسد" میباشد. (فرهنگ فارسی معین)
کلمه " موروثی " بر حسب کار برد دارای معانی متفاوتی است مثلأ در بیولوژی (Biology) وژنتیک (genetic) بمعنی انتقال پاره ای از خصوصیات و شرایط جسمانی از والدین به فرزندان است در حالیکه در بیان انواع و گونه های حکومت دارای معنی دیگری است و نشان دهنده نحوه تعین بالا ترین مقام در حکومت میباشد که متفاوت با روش انتخابی بوسیله مردم یا روش انتصابی بوسیله یک شورا یا مجلس است که البته هریک از این سیستم ها دارای انواع مختلف هستند در سیستم موروثی با لا ترین مقام شخصی را که پس از او آن مقام را اشغال خواهد نمود تعین مینماید در دیانت بهائی مقام ولایت امرالله مقامی موروثی است یعنی هر ولی امرالله باید نفر بعد از خود را تعین نماید واین امری الزامی و اجباری و غیر قابل تغیر است زیرا حضرت عبدالبهاء در الواح مبارک وصایا مقرر فرموده اند:

" ای احبای الهی بايد ولی امرالله در زمان حيات خويش من هو بعده را تعيين نمايد تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد"

بر اساس دستور مبارک هر یک از اولیاء امرالله مکلفند که در زمان حیاتشان جانشین خودشان را تعین فرمایند حتی اگر دارای پسری هم باشند چه اولیاء امرالله از بین مومنین شایسته ترین فرد را بجانشینی تعین خواهند نمود زیرا فرموده اند که:

"و شخص معيّن بايد مظهر تقديس و تنزيه وتقوای الهی و علم و فضل و كمال باشد. لهذا اگر ولد بكر وليّ امر اللّه مظهرألولد سرّ ابيه نباشد يعنی از عنصر روحانی او نه و شرف اعراق باحسن اخلاق مجتمع نيست بايد غصن ديگر را انتخاب نمايد"

اما اشاره به موضوع تقدم ولد ارشد برای توضیح درباره قسمتی از الواح مبارک وصایا مبنی برانتصاب شوقی افندی به ولایت امر است که میفرمایند: " و من بعده بكراً بعد بكر يعنی در سلاله او" تا چنانچه شوقی افندی پسر یا پسرانی میداشت با تقدم بزرگترین پسر امکان تسلسل ولایت امر در سلاله او وجود داشته باشد که البته او هیچ فرزندی نداشت، بدیهی است که این موضوعی فرعی است و اصل آنست که اولیاء امرالله را موظف و ملزم فرموده اند که باید در زمان حیاتشان جانشین خود را تعین نمایند چه اگر اولین ولی امر دیانت بهائی پسری میداشت و فرضأ آن پسر واجد شرایط نیز میبود این امکان وجود داشت که در نسل بعدی یا نسلهای بعد ترچنین حالتی پیش آید که ولی امرالله پسری نداشته باشد یا اگر داشته باشد واجد شرایط نباشد.
جمله " در جميع شرايع الهيه ولد بكرامتيازات فوق العاده داشته حتي ميراث نبوت تعلق باو داشت" از قسمتی از بیان حضرت عبدالبهاء درتبین نحوه تقسیم ارث در شرایطی که متوفی از خود وصیتنامه ای بجا نگذاشته باشد نقل گشته ، مرکز میثاق توضیح میدهند که اصل اینست که افراد بر اساس " امر مفروض الهي " با نوشتن وصیتنامه اموال و دارائی خودرا عادلانه بنحوی که مایلند بین ورثه بهرکس و به هر مقدار که بخواهند توزیع نمایند اما در صورت فقدان وصیتنامه بموجب احکام مربوط به ارث که در کتاب اقدس نازل گشته است عمل خواهد شد و حکمت اینکه چرا خانه مسکونی متوفی به پسر بزرگتر میرسد بیان میفرمایند.

حضرت عبدالبهاء در خصوص آیه مبارکه " و جعلنا الدّار المسکونة و الالبسة المخصوصة للذّرّيّة من الذّکران دون الاناث و الورّاث انّه لهو المعطی الفيّاض" میفرمایند:

" اما در ايه مباركه از ذكر ذكور دون اناث مقصود ولد بكراست زيرا ولد بكر در جميع شرايع الهيه اختصاص داشته به كتب تورات و انجيل و همچنين احاديث مرويه سابقه مراجعت نمائيد قضه ايسو و يعقوب دو اولاد اسحق را در تورات قرائت كنيد (سفر پیدایش باب بیست و ششم تا باب بیست و نهم ) تا واضح شود كه در جميع شرايع الهيه ولد بكرامتيازات فوق العاده داشته حتي ميراث نبوت تعلق باو داشت تا چه رسد بزخارف دنيا حتي قوانين عادله بين دول و ملل متمدنه نيز ولد بكر را امتیازی داده ... و مراد از ولد بكر بزرگترين اولاد ذكور موجود است... و مقصود از اختصاص دار مسكونه باو اين است كه اقلا خانه متوفي باقي و برقرار ماند تا عائله چون در ان خانه باشند و يا وارد گردند بياد او افتند و طلب عفو و غفران نمايند باري جميع اين مسائل في الحقیقه فروع است و انچه اصول است و اساس است و بنص قاطع امر مفروض الهي است وصيتنامه است بايد هر شخص در زمان حيات خويش وصيت نمايد و اموال را بخواهش و ميل خود تقسيم كند و توزيع نمايد ولي ملاحظه عدل و انصاف را داشته در اين صورت نفسي بيو‌صيت نميماند و بميراث بموجب وصيت متوفي معامله ميگردد اين احكام در وقتي است كه كسي وفات كند و وصيتي ننمايد پس متوفي مختار است و دارمسكونه را بهر كس بخواهد مي‌بخشد و همچنين مشترك بين ورثه نيز ميتواند نمود "
"مقصود از ولد بكر ارشد اولاد ذكور باقي است شمول بارشد اناث ندارد ولو اكبر اولاداناث باشد. و اينكه در اولاد ذكور دون اناث ميفرمايد مراد انست كه شايد شخصي ده اولادذكور دارد اگر اكبر فوت شود ثاني جاي او قائم است. اگر ثاني فوت شود ثالث جای او قائم است و اگر ثالث فوت شود رابع جای او قائم است لهذا در آیه مباركه بلفظ جمع بيان شده"
(امر و خلق - جلد ٤: صفحه ۲۱۶ )

هیچ نظری موجود نیست: