۷ فروردین ۱۳۸۷

نظم بیع قسمت چهارم

حضرت عبدالبهاء ميفرمايد :
"حصن متين امر اللّه به اطاعت من هو وليّ امراللّه محفوظ و مصون ماند و اعضای بيت عدل و جميع اغصان و افنان و ايادی امراللّه بايد کمال اطاعت و تمکين و انقياد و توجّه و خضوع و خشوع را به وليّ امراللّه داشته باشند اگر چنانچه نفسی مخالفت نمود مخالفت بحق کرده وسبب تشتیت امرالله شود وعلت تفریق کلمة الله گردد و مظهری از مظاهر نقض شود زنهار زنهار مثل بعد از صعود نشود که مرکز نقض ابی واستکبار کرد ولی بهانه توحید جعلی نمود و خود را محروم ونفوس را مشوش و مسموم نمود."

بیان مبارک فوق ناظر به اهمیت، لزوم و ادامه سلسله ولایت امرالله در دیانت بهائی است وتوجه به اینکه بدون اطاعت از ولی امرالله (حی) در هر زمان حفظ و صیانت میسر نیست و برای همین همه را به اطاعت و تمکين و انقياد و توجّه و خضوع و خشوع نسبت به ولی امرالله نصیحت فرموده و برای حفاظت تداوم ولایت امرو جلوگیری از هجوم ومخالفت معترضین به ولات امر جدید و برای آنکه مانند بعد از صعود حضرت بهاءالله نشود که میرزا محمد علی و همدستانش بر علیه حضرت عبدالبهاء قیام نمودند و از قبول واطاعت ایشان سر پیچی کرده واتهامات نا روا در باره هیکل مبارک شایع ساختند در ادامه بیان مبارک فوق فرموده اند:

"ایادی امرالله باید بیدار باشند بمحض اینکه نفسی بنای اعتراض و مخالفت با ولی امرالله گذاشت فورأ آن شخص را اخراج از جمع اهل بهاء نمایند"

شوقی افندی اولین ولی امر دیانت بهائی در این مورد تبین فرموده اند که:

"قسمت اول الواح وصایا صفحه 13 : راجع به ایادی؛ آنها باید خطای عضو خاطی را به ولی امرگزارش دهند ولی امرالله اورا اخراج خو اهد نمود. موسسات سه گانه الواح مبارک وصایا: ولی امرالله مبین آیات الله است، بیت عدل عمومی قانونگذار است وایادی امرالله از راه تحقیقات و نمونه بودن زندگی و منش خود به تدریس و تبلیغ میپردازند. چنانچه یکی از این مو سسات از فعالیت باز ماند نظم اداری امرالله فلج خواهد شد."
(یادداشتهای حیفا سخنان شوقی افندی نوشته روحیه خانم صفحه 29 )

متاسفانه پس از صعود شوقی افندی اولین ولی امرالله ، روحیه خانم وسایر ایادی سابق علیرقم اینهمه نصایح و زنهار برخلاف وصایای مبارک حضرت عبدالبهاء عمل نمودند.

روحیه خانم بلا فاصله پس از صعود وپیش از مراسم تدفین بوسیله تلگرامی از محافل ملی وبهائیان خواست که به ایادی امرالله توجه وتشبث نمایند در صورتیکه بر طبق الواح مبارک وصایا میبایست به ولی امرالله متوجه و"کمال اطاعت و تمکين و انقياد و توجّه و خضوع و خشوع را به وليّ امراللّه داشته باشند" وسپس طی تلگرامی دیگر که تاریخ مراسم تدفین را اعلام مینمود ایادی را مکلف نمود که در حیفا مجتمع وراجع به برنامه ها وآینده امر اتخاذ تصمیم نمایند، در هیچیک از این تلگرامهائی که او پس از صعود مخابره نمود اشاره ای به اینکه بررسی شود که ولی امر بعدی کیست نشده است، با توجه به مراتب فوق و صحبتهای بعدی وی ونوشته هایش بنظر میرسد که ایشان تصور مینمود با توجه به اینکه علاوه بر همسری سمت منشی اولین ولی امرالله وعضو رابط بین ولی امر وشورای بین المللی بهائی را بعهده داشت و همچنین ایادی امرالله بود شخصأ بهتر از هرکس دیگری میتواند امور را اداره نماید و تصمیم گرفته بود که ولی امر دیگری وجود نداشته باشد به هر حال این موضوع انکارشدنی نیست که ایشان توجه بهائیان را از بیت عدل جنینی وریاست آن منحرف وبا قائل شدن اختیاراتی غیر واقعی وبرخلاف الواح مبارک وصایا ایادی را در مرکز توجه احبا قرار داده و منویات خود را از طریق آنان به اجرا گذارد و ایادی مبهوت که عادت داشتند بسیاری از دستورات ولی امرالله را از طریق روحیه خانم دریافت نمایند بعد از صعود نیز گفته های وی را مانند سابق پیروی نمودند وبه انکار ولایت امرالله همت گماشتند.
دومین ولی امر دیانت بهائی بیش از دوسال با نهایت مهربانی وفروتنی کوشید که آنان را از نقض عهد وپیمان شکنی منصرف و به مطالعه الواح مبارک وصایا و توقیعات اولین ولی امرالله بخصوص اعلامیه نهم ژانویه 1951 ایشان متوجه سازد اما متاسفانه این کوشش به نتیجه نرسید و آنان بر عملیات نامشروع خود شدت بخشیده تا جائیکه به خود جرأت داده و جسارت آنرا یافتند که بجای دفاع از ولایت امرالله و اطاعت و تمکين و انقياد و توجّه و خضوع و خشوع نسبت به وی او وبهائیان حقیقی را که به صحت و پایندگی الواح مبارک وصایا که مکمل ومتمم کتاب اقدس است مومن بودند طرد نمایند. وبه این ترتیب اکثریت بهائیان را که نا دانسته از آنان پیروی کردند از موسسات سه گانه الواح وصایا محروم ساختند وبجای نظم بدیع سیستم ابداعی وساخته خود را تحمیل نمودند.

اشتباه روحیه خانم و ایادی سابق این بود که تصور مینمودند میتوانند میل واراده خود را جایگزین اراده الهی نمایند و چنین کار خلافی بدون مجازات ومکافات الهی خواهد ماند.

هیچ نظری موجود نیست: