۶ اسفند ۱۳۸۶

نظم بدیع – قسمت سوم


حال که با سرچشمه و منبع نظم بدیع بهائی آشنائی حاصل گشت به معرفی دو رکن اساسی نظم بدیع یعنی ولایت امر(رکن اول واعظم) و بیت عدل (رکن ثانی) میپردازیم وبه این منظوراز عین مفاد کتاب دور بهائی که ترجمه ازکتاب
Dispensation of Baha’u’llah نوشته شوقی افندی اولین ولی امر دیانت بهائی است سود میبریم:

" تشريح کامل عناصر مختلفه‌ای که با اين مؤسّسات انجام وظيفه مينمايند خارج از حدود و مقصود اين رساله است که متضمّن حقايق اساسی امر اللّه ميباشد .
تبيين و تشريح کامل روابطی که اين دو رکن اساسی الواح وصايای حضرت عبدالبهآء
را به يکديگر متّصل و هر يک را به شارع آئين و مرکز ميثاق مرتبط مينمايد وظيفه‌ايست که نسلهای آينده آنرا کما ينبغی و يليق ايفا خواهند نمود."
(دور بهائی صفحه 78)
این حقیقت از بیان فوق روشن وآشکار است که شوقی افندی اولین ولی امرالله
" تبین وتشریح کامل " را بعهده ولاة امرآینده دیانت بهائی موکول فرموده است زیرا " تبین و تشریح کامل " در حیطه صلاحیت و توانائی اولیاء امرالله است وهیچ شخص یا مقام دیگری صلاحیت آنرا ندارد واین خود یکی از دلائل نسلسل وادامه ولایت امرالله در دیانت بهائی است.

"منظور فعلی اين عبد آنست که با آنکه حال بدايت ظهور است و درک عظمت اين نظم چنانچه بايد ميسّر نيست به ذکر بعضی از خصائص بارزه اين دو رکن نظم اداری پردازم که قبلاً به صراحت بيان شده و عدم وقوف بر آن قابل عفو و اغماض نيست .
در بدو امر بايد به نهايت وضوح و بدون هيچ ابهامی مذکور گردد که اين دو مؤسّسه نظم اداری حضرت بهآءاللّه اساسش من عند اللّه است و وظائفش خطير و ضروری و مرام و مقصدشان مکمّل يکديگر. هدف مشترک و اساسی اين دو مُؤسّسه آنست که همواره سلطه و اختياراتی را که من جانب اللّه بوده و از نفس مظهر ظهور سرچشمه گرفته است حفظ نمايد و وحدت پيروان آئينش را محفوظ دارد و اصالت و جامعيّت تعاليمش را صيانت کند و به مقتضای زمان قوانين غير منصوصه را تشريح نمايد . و چون اين دو مؤسّسهء لا ينفصم مُتّفقاً به اجرای وظائف پردازند امورتمشيت پذيرد و اقدامات جامعه مرتبط گردد و مصالح امر اللّه ترويج يابد و قوانينش تنفيذ شود و تشکيلات تابعه‌اش حمايت گردد هر يک منفرداً در حدود اختيارات معيّنه وظائف خود را انجام ميدهد و دارای تشکيلات فرعيّه‌ايست که برای اجرای شايسته وظائف و تکاليف آن مقرّر گشته است و نيز قدرت و اختيارات و حقوق و امتيازات خود را در حدود مشخّصه اعمال مينمايد . قدرت و اختيارات و حقوق و امتيازات اين دو مؤسّسه هيچيک با يکديگر متناقض نيست و بهيچوجه از مقام و اهميّت ديگری نميکاهد و گذشته از اينکه غير متجانس و هادم اساس هم نيستند اختيارات و وظائفشان مکمّل يکديگر است و اساساً در مقاصد و نوايا همواره متّحدند."

در بیان فوق این موضوع دارای اهمیت است که باید ولایت امر وجود داشته باشد تا بتواند " همواره سلطه و اختياراتی را که من جانب اللّه بوده و از نفس مظهر ظهور سرچشمه گرفته است حفظ نمايد و وحدت پيروان آئينش را محفوظ دارد و اصالت و جامعيّت تعاليمش را صيانت کند" (دور بهائی صفحه 78)

"هر گاه ولايت امر از نظم بديع حضرت بهآءاللّه منتزع شود اساس اين نظم متزلزل و اِلی الأبد محروم از اصل توارثی ميگردد که به فرموده حضرت عبدالبهآء در جميع شرايع الهی نيز بر قرار بوده است ."

" بدون اين مؤسّسه وحدت امر اللّه در خطر افتد و بنيانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطه فيضی که بر عواقب امور در طيّ دهور احاطه دارد بالمرّه بی نصيب ماند و هدايتی که جهت تعيين حدود و وظائف تقنينيّهء منتخبين ضروری است سلب شود . و چنانچه بيت عدل اعظم که اساساً اهميّتش از ولايت امر کمتر نيست از آن منتزع گردد نظم بديع حضرت بهآءاللّه از جريان باز مانده و ديگر نميتواند حدود و احکام غير منصوصهء تشريعی و اداری امر اللّه را که شارع اعظم متعمّداً در کتاب اقدس نازل نفرموده تکميل نمايد .
حضرت عبدالبهآء راجع به وظائف ولايت امر اللّه در الواح وصايا ميفرمايد اوست
" مُبيّن آيات اللّه " و اين عيناً عبارتی است که آن حضرت در موقع اعتراض ناقضين ميثاق به مقام تبيين از نصوص مبارکهء حضرت بهآءاللّه اختيار فرموده."
(دوربهائی صفحه 79)
با توجه به بیانات صریح و روشن بالا چگونه میتوان تصور نمود که نویسنده این انذارات علی رغم ایمان و اعتقاد محکم به الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبهاء که بموجب آن موظف بوده "در زمان حیات خویش من هو بعده را تعین نماید" از انجام این مهمترین وظیفه هر ولی امرالله سر پیچی نموده و جانشین خود را تعین ننموده باشد چنین تصوری گناهی نا بخشودنی وخیانتی عظیم به عهد ومیثاقی است که اولین ولی عزیز امرالله در طی دوران حیات خود به آن پایبند بود .

هیچ نظری موجود نیست: