۳۰ بهمن ۱۳۸۶

نظم بدیع- قسمت دوم

برای دانستن و آگاهی به مفهوم نظم بدیع ابتدا باید به اهمیت ونقش اساسی الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبهاء پی برد و دانست که این سند مقدس تا پایان دوران دیانت بهائی به قوت و اعتبار خود باقی وبرقرار خواهد بود ومفاد آن حتمأ به مرحله اجرا در خواهد آمد زیرا جزء جدا نشدنی کتاب مستطاب اقدس است.

شوقی افندی اولین ولی امر دیانت بهائی طی دوران ولایت خود مرتبأ احبا را به مطالعه الواح وصایا تشویق میفرمود واین موضوع در اکثر توقیعات ونوشته های ایشان بچشم میخورد. در کتاب دور بهائی جاودانگی این سند مقدس با کلماتی چون "الی الاُبد" و"حلقه ارتباط ابدی و لا ینفصم" و "دستور نظم بدیع عالم" و "ولید عهد و میثاق" نشان داده شده است.

"الواح متقنه وصايای حضرت عبدالبهآء حلقه اتّصالی است که عصر گذشته را با عصرکنونی که موسوم به عصر تکوين و موصوف به عصر انتقال است اِلی الأبد مرتبط ميسازد و ازهار و اثمار اين عصر ، انتصارات و فتوحات باهره‌ای است که طليعهء عصرذهبی دور جمال ابهی خواهد بود. " (دور بهائی صفحه 3)

"حضرت عبدالبهآء حائز مقامی است که در اديان معتبرهء عالم بی نظير ومثيل است . ميتوان گفت که آن حضرت عصری را که خود منتسب به آن بود ختام بخشيد و عصرثانی را افتتاح فرمود که ما حال در آن قائم به خدمتيم .به اين ترتيب الواح وصايا حلقه ارتباط ابدی و لا ينفصمی است که سرّ اللّه الاعظم حضرت عبدالبهآء جهت ارتباط اعصار ثلاثهء امر بهائی به وجود آورده است بنابراين عصر نشو و نمای تدريجی بذر امر اللّه با عصر ازهار و عصر بعد از آن که مآلاً اثمار ذهبيّه‌اش به بار ميآيد مرتبط و پيوسته است . قوای خلّاقهء منبعثه از شريعت حضرت بهآءاللّه که در هويّت حضرت عبدالبهآء حلول نمود و توسعه يافت در اثر تماس و تأثيرات متقابله سندی بوجود آورد که ميتوان آنرا به منزلهء دستور نظم بديع عالم که در عين حال افتخار اين کور اعظم و نويد آن است تلقّی نمود . لذا الواح وصايای مبارکه را ميتوان به منزلهء وليدی دانست که طبعاً از اقتران معنوی آن نافخ قوّهء مولّدهء مشيّت الهيّه با واسطهء ظهور و حامل برگزيدهء آن قوّه به وجود آمده . چون الواح وصايا وليد عهد و ميثاق است يعنی هم وارث شارع و هم وارث مبيّن شريعت اللّه ، لهذا نميتوان آنرا نه از موجد قوّهء فاعله اوّليّه و نه از آنکه آنرا مآلاً ببار آورده مجزّی نمود . بايد همواره به خاطر داشت که منويّات منيعهء حضرت بهآءاللّه به نحوی در روش و حالات حضرت عبدالبهآء نفوذ و سريان يافته و مقاصد آنان به قسمی با يکديگر ممزوج و مرتبط گشته که صرف مبادرت به انتزاع تعاليم جمال قدم از تأسيساتی که مثل اعلای همان تعاليم وضع فرموده بمنزلهء ردّ يکی از مقدّسترين حقايق اساسيّهء اين آئين بشمار ميرود ." (دور بهائی صفحه 70)

هیچ نظری موجود نیست: