۱۷ فروردین ۱۳۹۴

این اصل مهم را نادیده گرفته اند




 "اين نظم بديع از انظمه باطله سقيمه عالم ممتاز در تاريخ اديان فريد و بی مثيل و سابقه،  بنيادش بر دو ركن ركين استوار ركن اول و اعظم ركن ولايت الهيه كه مصدر تبين است و ركن ثانی بيت عدل اعظم الهي كه مرجع تشريع است همچنانكه در اين نظم الهی تفكيك بين احكام شارع امرو مبادی اساسيه‌اش كه مركز عهد و ميثاقش تبيين نموده ممكن نه، انفصال ركنين نظم بديع نيز از يكديگرممتنع و محال"

     (توقيعات مباركه ١٩٤٥-١٩٥٢: صفحه ۱۲۷)                        

در رسانه ای که "سایت آئین بهائی" نام گزاری وهدف آن معرفی دیانت بهائی اعلام گشته،  مطالبی بر خلاف حقیقت بیان شده و بعضی از نصوص مورد تحریف قرار گرفته است . در سایت مزبور مطالب درست و نادرست را در هم آمیخته اند و به این ترتیب تصویر غلط  و اشتباهی از دیانت بهائی مخصوصاً در زمینه نظم اداری ارائه مینمایند.

مطالعه مطالب مندرج  درآن رسانه  زیرعناوینی چون:
"روش ادارهء جامعهء بهائی" 
            "بیت العدل اعظم عالی ترین مرکز اداری و روحانی امر بهائی"     
             http://aeenebahai.org/node/17


"نظم اداری و ولایت امرالله" 

روشن میسازد که دلیل اشتباههای نویسندگان (با فرض اینکه سوء نیت نداشته اند) نا آگاهی به مقام حضرت عبدالبهاء و ندانستن اهمیت الواح وصایای ایشان و همچنین عدم آگاهی به مقام و نقش ولی امرالله در نظم اداری دیانت بهائی  از یک سو و از سوی دیگر جایگزین نمودن تفسیر ها و برداشتهای غلط خودشان یا افراد فاقد صلاحیت دیگر بجای نصوص و تبیینات حضرت عبدالبهاء واولین ولی امر بهائی بوده است.  حضرت شوقی افندی اولین ولی امر بهائی در باره مقام حضرت عبدالبهاء در کتاب دور بهائی نوشته اند:  

" حضرت عبدالبهآء در رتبه اولی مرکز و محور عهد و ميثاق بی مثيل حضرت بهاءاللّه و اعلی صنع  يد عنايتش و مرآت صافی انوارش و مثل اعلای تعاليم و مبيّن مصون از خطای آياتش و جامع جميع کمالات و مظهر کلّيّهء صفات و فضائل بهائی و غصن اعظم منشعب از اصل قديم و غصن الأمر و حقيقت  من طاف حوله الأسماء و مصدرو منشأ وحدت عالم انسانی و رايت صلح اعظم و قمر سمآء اين شرع مقدّس بوده و اِلی الأبد خواهد بود"

همچنین:

" قوای خلّاقهء منبعثه از شريعت حضرت بهآءاللّه که در هويّت حضرت عبدالبهآء حلول نمود و توسعه يافت در اثر تماس و تأثيرات متقابله سندی بوجود آورد که ميتوان آنرا به منزلهء دستور نظم بديع عالم که در عين حال افتخار اين کور اعظم و نويد آن است تلقّی نمود . لذا الواح وصايای مبارکه را ميتوان به منزلهء وليدی دانست که طبعاً از اقتران معنوی آن نافخ قوّهء مولّدهء مشيّت الهيّه با واسطهء ظهور و حامل برگزيدهء آن قوّه به وجود آمده . چون الواح وصايا وليد عهد و ميثاق است يعنی هم وارث شارع و هم وارث مبيّن شريعت اللّه ، لهذا نميتوان آنرا نه از موجد قوّهء فاعله اوّليّه و نه از آنکه آنرا مآلاً ببار آورده مجزّی نمود ."

با یاد آوری مطالب نادرست و موارد تحریف شده در"سایت آئین بهائی" و با درج قسمتهائی از الواح و نصوص مبارکه امیدوار است که نویسندگان و گردانندگان سایت مزبوردر پرتو آن نصوص و با اطاعت از اولین تعلیم حضرت بهاءالله به تحری حقیقت پرداخته و به رفع اشتباه های خود بپردازند.

"اول تعليم حضرت بها الله تحری حقيقت است بايد انسان تحری حقيقت كند و از تقاليد دست بكشد"         (خطابات حضرت عبدالبها – جلد ٢: صفحه ۱۴۴ )

بر رسی مطالب با رعایت ترتیب تقدم نوشته های "سایت آئین بهائی" انجام میشود



بخش اول:

زیر عنوان "روش ادارهء جامعهء بهائی"  در بند ششم  قسمت فرعی آن  "تأسیس نظم اداری" نوشته اند:  

"در دوران حضرت عبدالبهاء، در بعضی شهرهای ایران و آمریكا محافل شور تشكیل شد كه مقدمهء محافل روحانی امروز یا بیوت عدل آینده بودند. ایشان در بعضی از الواح خود مفصلاً وظائف محافل را توضیح دادند و در وصیت‌نامهء خویش به نام  الواح وصایا بیانات حضرت بهاءالله را در مورد نظم اداری توضیح و تشریح فرمودند. ایشان اولاً نوهء ارشد خود به نام شوقی ربانی ملقب به حضرت ولی امرالله را به عنوان جانشین خود تعیین فرمودند"

در دوران حضرت عبدالبهاء محافل محلی بهمان نام محافل روحانی تشکیل شده بود

"امّا مشورت مجلس شور سياسی عمومی ملکی و ملکوتی يعنی بيت عدل آن بانتخاب عمومست و آنچه اتّفاق آراء يا اکثريت آراء در آن شوراء تقرّر يابد معمول به است اکنون بيت عدلی در ميان نه، محافل روحانی در اطراف تشکيل شده است که اينها در امور امريّه مانند تربيت اطفال و محافظه ايتام و رعايت عجزه و نشر نفحات اللّه شور نمايند اين محفل روحانی نيز باکثريت آراء انتخاب شود و امّا تجديد انتخاب و تعيين مدّت راجع ببيت عدل عمومی است که جميع بهائيان عالم انتخاب کنند زيرا آنچه نصّ قاطع نه، بيت عدل عمومی قراری در آن خواهند داد حال چون تشکيل بيت عدل عمومی ميسّرنه،  قرار شد که محافل روحانی امريکا را در مدّت هر پنج سال تجديد انتخاب نمايند ع‌ع"

(مکاتیب حضرت عبد البهاء جلد ٣  ص ٥٠٣)

  با ید متذکر گشت که حضرت عبد البهاء شوق افندی را "ملقب به حضرت ولی امرالله" نفرمودند  بلکه ایشان را به مقام  ولیّ امر اللّه که رکن اول واعظم نظم اداری است منصوب فرمودند.

در الواح وصایا میفرمایند:

  "ای ياران مهربان، بعد از مفقودی اين مظلوم بايد اغصان و افنان سدره مباركه وايادی امر اللّه و احبّای جمال ابهی توجّه بفرع دو سدره كه از دو شجره مقدّسه مباركه انبات شده و از اقتران دو فرع دوحه رحمانيّه بوجود آمده يعنی ( شوقی افندی ) نمايند زيرا آيت اللّه و غصن ممتاز و ولیّ امر اللّه و مرجع جميع اغصان و افنان و ايادی امر اللّه و احبّاء اللّه است و مبيّن آيات اللّه و من بعده بكراً بعد بكر يعنی در سلاله او"

مسئله دیگر کاربرد کلمه "جانشین" است که با توجه به آنچه اولین ولی امرالله در کتاب دور بهائی نوشته اند مناسبت ندارد:

"  ياران عزيز الهی  هر قدر ولايت امر در نظم بديع حضرت بهآءاللّه جليل و وظائفش حياتی و مسئوليّتش سنگين و عناياتی که در حقّ او در کتاب وصايا نازل گشته موفور باشد نبايد نسبت به مقامش مبالغه نمود . وليّ امر هر چند حائز لياقت و مصدر امور مهمّه باشد هرگز نبايد به مقام فريد مرکز ميثاق ترفيع داده شود و مماثل و شريک حضرت عبدالبهآء ملحوظ گردد تا چه رسد به اينکه مقام مظهريّت ظهور به او نسبت داده شود . چنين انحراف شديدی از اصول موضوعهء امر اللّه کفر محض است . چنانچه قبلاً در فصل مربوط به مقام حضرت عبدالبهآء اشاره گرديد هر چند ميان حضرت عبدالبهآء و مظهر ظهور الهی فاصله باشد با فاصله ميان مرکز ميثاق بهآء و ولايت امر قابل قياس نيست .

فی الحقيقه فاصله ميان وليّ امر و مرکز ميثاق بمراتب اَزيد از فاصله ميان مرکزميثاق و شارع آئين الهی است و ذکر اين نکته را وظيفهء مبرم خود ميدانم که هيچ وليّ امر الهی نميتواند ادّعا نمايد که مَثَلِ اعلای تعاليم حضرت بهآءاللّه است و يا آنکه مرآت صافيه‌ايست که انوار حضرتش را منعکس ميسازد . و هر چند ولاة امر اللّه در ظلّ صيانت جمال ابهی و حراست و عصمت فائض از حضرت اعلی و در وظيفه و حقّ تبيين تعاليم بهائی شريک و سهيم حضرت عبدالبهآء ميباشند و ليکن اساساً در رتبهء حدودات بشريّه واقفند و برای ايفای به عهد نميتوانند بهيچ عنوان حقوق و امتيازات و اختياراتی را که حضرت بهآءاللّه به فرزند جليلش عنايت فرموده به خود نسبت دهند ."

در بند هفتم نوشته اند:

"همچنین در همین اثر مهم نحوهء تشكیل بیت‌العدل محلی (كه اكنون محفل محلی نامیده می‌شود) و بیت‌العدل خصوصی (كه محفل ملی نامیده می‌شود) و بیت‌العدل عمومی (كه بیت‌العدل اعظم نامیده می‌شود) را توضیح فرمودند ... حضرت عبدالبهاء در مورد بیت‌العدل اعظم در الواح وصایا چنین می‌فرمایند:  "اما بیت العدل الذی جعله الله مصدر كل خیر و مصوناً من كل خطاء باید به انتخاب عمومی یعنی نفوس مؤمنه تشكیل شود و اعضاء باید مظاهر تقوای الهی و مطالع علم ودانایی و ثابت بر دین الهی و خیرخواه جمیع نوع انسانی باشند و مقصد بیت عدل عمومی است یعنی در جمیع بلاد بیت عدل خصوصی تشكیل شود و آن بیوت عدل بیت عدل عمومی انتخاب نماید این مجمع مرجع كل امور است و مؤسس قوانین و احكامی كه در نصوص الهی موجود نه و جمیع مسائل مشكله در این مجلس حل گردد "

بیوت عدل محلی و ملی بصورت جنینی یعنی محافل روحانی محلی وملی تشکیل شدند که متاسفانه بدلیل عهد شکنی ایادی سابق و انحراف از تعالیم ودستور های حضرت عبد البهاء ونا دیده انگاشتن تبیینات وپیامهای اولین ولی امرالله در حال حاضر حتی یک بیت عدل محلی  یا یک بیت عدل خصوصی (ملی) نیز وجود ندارد ، در حالیکه حضرت عبدالبهاء و حضرت شوقی افندی آنها را بصورت جنینی بعنوان محافل روحانی محلی و ملی بوجود آوردند.

"محافل روحانی محلی و ملی كه حتی قبل از صعود حضرت عبدالبها در مرحله جنينی خودبه ايفای وظيفه مشغول بودند "                           (دور بهائی: صفحه ۷۷)

"حضرت عبدالبها مكررا تاييد فرموده‌اند كه چون وقتش فرا رسد محافل روحانی امروز در اينده به بيوت عدل تبديل خواهند شد"                  (نظم جهانی بهائی: صفحه ۱۲ )

" اين محافل روحانيه كه در مستقبل ايام بنام اصلی و دائمی خويش يعنی «بيوت عدل» كه از طرف شارع اين امر اعظم تعيين گرديده خوانده خواهند شد."                                                                      (کتاب قرن بدیع صفحه 670 )

همچنین بیت عدل عمومی یا بیت عدل اعظم نیز بر اساس اعلامیه نهم ژانویه 1951 حضرت شوقی افندی بصورت جنینی بنام شورای بین المللی بهائی تشکیل گردید.

موجب تاسف است که نویسندگان سایت قسمتی از الواح وصایای حضرت عبدالبهاء را بصورتی ناقص نقل نموده اند که متن کامل بشرح زیر است و قسمت حذف شده بصورت پر رنگ درج میگردد. حضرت عبدالبهاء بیت عدل عمومی حقیقی را چنین توصیف میفرمایند:

"امّا بيت عدل الّذی جعله اللّه مصدر كلّ خير و مصوناً من كلّ خطاءٍ بايد بانتخاب عمومی يعنی نفوس مؤمنه تشكيل شود و اعضاء بايد مظاهر تقوای الهی و مطالع علم ودانائی و ثابت بر دين الهی و خير خواه جميع نوع انسانی باشند. و مقصد بيت عدل عموميست يعنی در جميع بلاد بيت عدل خصوصی تشكيل شود و آن بيوت عدل بيت عدل عمومی انتخاب نمايد. اين مجمع مرجع كلّ امور است و مؤسّس قوانين و احكامی كه در نصوص الهی موجود نه و جميع مسائل مشكله در اين مجلس حلّ گردد و ولیّ امر اللّه رئيس مقدّس اين مجلس و عضو اعظم ممتاز لاينعزل . و اگر در اجتماعات بالذّات حاضر نشود نائب و وكيلی تعيين فرمايد . و اگرچنانچه عضوی از اعضاء گناهی ارتكاب نمايد كه در حقّ عموم ضرری حاصل شود وليّ امراللّه صلاحيّت اخراج او دارد بعد ملّت شخص ديگر انتخاب نمايد. اين بيت عدل مصدرتشريعست و حكومت قوّه تنفيذ"

ملاحظه میفرمایند که بیت عدلی مصدرتشريعست و مرجع كلّ امور و مؤسّس قوانين و احكامی كه در نصوص الهی موجود نه و جميع مسائل مشكله درآن مجلس حلّ گردد که ولی امرالله "رئیس مقدس" و "عضو اعظم ممتاز لاینعزل" آن باشد.

 اینکه افرادی که ولایت امرالله را انکار میکنند و اولین ولی امر بهائی را متهم میسازند که به مهمترین وظیفه خود عمل ننموده و جانشین خود را تعین نکرده است و الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبهاء را سندی تلقی مینمایند که کارآئی و اعتبار خود را از دست داده ودستورات صادره در آن دیگر قابل اجرا نمیباشد بوسیله عده ای مانند خودشان انتخاب شوند (با فرض اینکه انتخابات آنها درست و بدون هرگونه شائبه ای باشد)  بیت عدل عمومی یا اعظم ایجاد نخواهد شد. حضرت شوقی افندی مشخص فرمودند که: "هرهیئتی که به نظام الهی وبرحسب تعلیمات واصول وشرایط سماویه که در صحف الهیه مشروحأ مثبوت ومسطور است کاملأ کما ینبغی و یلیق لهذا المقام الرفیع والمرکز المنیع انتخاب و تشکیل نشود آن هیئت از اعتبار اصلی ورتبه روحانی ساقط واز حق تشریع ووضع احکام وسنن و قوانین غیر منصوصه   ممنوع واز اشرف اسنی وقوه مطلقه علیا محروم "

            (توقيعات مباركه ١٩٢٢-١٩٢٦: صفحه ۲۴۰)

اندکی پائین تر نوشته اند:

" حضرت شوقی افندی بعد از حضرت عبدالبهاء بر طبق مندرجات الواح وصایا به تأسیس نظم اداری بهائی اقدام فرمودند، یعنی ابتدا دستور انتخاب محافل محلی را صادر فرمودند و آنان را در انجام وظائف خود راهنمایی و هدایت فرمودند، بعد به تدریج در كشورهایی كه محافل روحانی محلی به تعداد كافی تشكیل شدند و در انجام وظائف خود توانایی نسبی یافتند دستور تشكیل محافل ملی را صادر فرمودند، و بالاخره با تشكیل دادن شورای بین‌المللی بهائی مقدمات تأسیس بیت‌العدل اعظم را فراهم نمودند." 

بهتر است در این باره به بیانات حضرت شوقی افندی توجه شود که میفرمایند:

"مقصود از تاكيدات متتابعه شديده در تقويت و نصرت محافل روحانيه آن بود كه اساس امر الله روز بروز وسيعتر و محكمتر گردد و در نظام الهی خللی واردنشود و روابطی متين و جديد در بين شرق و غرب ايجاد گردد و وحدت بهائی محفوظ ماند و در انظار اهل عالم جلوه ای بدیع کند تا بر اساس این محافل بنیان  بيوت عدل* الهی  استوار گردد و بر اين بيوت عدل* خصوصی  قصر مشيد بيت عدل عمومی در نهايت نظام و ترتيب و كمال و جلال من دون تعويق و تاخيرمرتفع شود"                                                                                                                         ( توقيعات مباركه ١٩٢٢-١٩٢٦: صفحه ۱۹۱)

  * بیوت = جمع بیت (بیت عدل ها)

بنا به بیان فوق تشکیل بیت عدل عمومی هنگامی میسر میگردد که بیت عدلهای محلی و ملی (خصوصی) ایجاد شوند.

درتاریخ  نهم ژانویه 1951 که نقطه عطف مهمی در تاریخ دیانت بهائی محسوب میگردد حضرت شوقی افندی با صدور تنها اعلامیه دوران حیات خود شورای بین المللی بهائی (بیت عدل جنینی) را تاسیس فرمودند و مراحلی که آن شورا در طی زمان باید تکامل و تحول یابد تا بیت عدل عمومی ایجاد شود بر شمردند و متعاقبأ چارلز میسن رمی را به ریاست آن شورای بین المللی منصوب نموند. بدیهی است که طبق الواح مبارک وصایا رئیس بیت عدل کسی جز ولی امرالله نمی تواند باشد واز آنجا که بیت عدل در حالت جنینی بود هرگز بصورت شورا و هیأت تشکیل جلسه نداد وبصورت غیر فعال باقی ماند البته اعضاء بصورت انفرادی مستقیمأ دستورات ولی امر زمان یعنی شوقی افندی را اجرا مینمودند ایشان برای نمایش حالت جنینی شورا روحیه خانم را بعنوان عضو رابط بین خودش و شورای بین المللی بهائی منصوب نمود تا در عین حال شخصیت جداگانه شورا مشخص باشد.

 اعلام به محافل ملی در شرق وغرب    ا تخاذ تصمیم خطیروعهد افرین تشکیل اولین شورای بین المللی بهائی، طلیعه موسسه کبرای اداری که مقدر است در زمان مناسب در جواروظل    مرکز روحانی امرالله در جهان که در دو شهر حیفا وعکا مستقراست تشکیل گردد. تحقق نبوات صادره توسط بانی امر الهی ومرکز میثاق او درباره استقرار دولت جدید الاتاسیس، دلالت برتولد ملتی مستقل در ارض اقدس پس از گذشت دو هزار سال دارد، پیشرفت سریع اقدامات تاریخی در ارتباط با ساختمان قسمت فوقانی مقام اعلی در کوه کرمل وکفایت رشد کنونی نه  موسسه اداری ملی که قویا در سراسر عالم بهائی فعالند، مرا بر ان میدارد که این تصمیم تاریخی  را که درپیشرفت و تحول نظم اداری دیانت حضرت بهاءالله بالا ترین درجه اهمیت را در سی سال اخیر حائز است اتخاذ نمایم.  موسسه نوبنیاد به فعالیت درسه بخش منصوب میگردد: اول برقراری ارتباط با مقامات کشور جدید التاسیس؛ دوم، مرا در ایفای وظائف مربوط بساختمان فوقانی مقام اعلی مساعدت نماید؛ سوم، برگذاری مذاکرات با مقامات کشوری در باره مسائل احوال شخصی. علاوه بر اینها درطی دوران تحول این نخستین موسسه بین المللی جنینی فعالیت های بیشتری برآن افزوده خواهد شد، در مسیر تکامل: به محکمه بهائی که برسمیت شناخته شود متعالی، سپس به هیئتی منتخب مبدل، بعد به بیت العدل عمومی شکوفا و درخشان گشته وثمرات نهائی ان از طریق تشکیل موسسات متفرعه اشکار وباعث تاسیس مرکز اداری جهان که مقدر است در مجاورت روضتین مبارکه مرتفع وفعال وبطور دائمی مستقر گردد خواهد شد. با قلبی سرشار از شکرانه وسرور ونهایتأ پس از مدتها انتظار تاسیس شورای بین المللی را تهنیت میگویم،  تاسیسی که تاریخ ازان بعنوان عظیم ترین اقدام که بر تارک دومین عهد عصر تکوین دور بهائی خواهد درخشید یاد خواهد نمود هیچیک از مشروعاتی که از اغاز نظم اداری امرالله ازحین صعود حضرت عبدالبها تا کنون به انجام آنها مبادرت گشته بالقوه باین درجه از اهمیت نبوده است و مقام ثانی را نسبت به وقایع افتخار آمیز وجاودانی مربوط به سه هیکل مقدس امر الهی در عصر اول مشعشع ترین دور ازکور پانصد هزارسال بهائی حائز است. شایسته است مراتب از طریق لجنات روابط عمومی به آگاهی همگان برسد.

(اعلامیه نهم ژانویه 1951 اولین ولی امرالله)

در سال 1957 که حضرت شوقی افندی به ملکوت ابها صعود نمود جسد عنصریش به عنوان اولین ولی امر الله بخاک سپرده شد.

در آن زمان سئوال رایج این بود که ولی امر بعدی کیست؟ نه اینکه آیا اولین ولی امرالله جانشین خود را تعین کرده است؟ زیرا مومنین ثابت قدم هرگز کوچکترین شک وشبهه ای بخود راه نمیدادند که شوقی افندی در اجرا واعمال مهم ترین وظیفه ای که بموجب الواح مبارک وصایا بعده داشت قصور ورزیده باشد. اما مشخص است که روحیه خانم کوشید تا توجه بهائیان را از شورای بین المللی بهائی (بیت عدل اعظم درحالت جنینی ) منحرف و به ایادی امر جلب نماید او در همان تلگرام که صعود اولین ولی امرالله را مخابره نمود به بهائیان تکایف نمود "به موسسه ایادی " متشبث شوند و در تلگرام بعدیش تصمیم خود را برای تغیر مسیر امراعلام نمود:

"... از مومنین بخواهید که با ثبوت واستقامت برایمان به موسسه ایادی که اخیرأتقویت آن بوسیله ولی عزیز امرالله مورد تاکید قرار گرفته است تمسک جویند..."

 (روحیه خانم،The Passing of Shoghi Effendi, p. 12  )

"...هر خبری که منتشر میشود باید حاکی از آن باشد که ایادی امرالله بزودی در حیفا مجتمع و در باره ترتیبات و برنامه های آینده تصمیمات خود را اعلام خواهند نمود..."

(روحیه خانم،  The Passing of Shoghi Effendi, p. 13)

و به این ترتیب در زمانیکه هنوز پیکر اولین ولی امرالله دفن نشده بود بذر نقض عهد و میثاق پاشیده شد.



حضرت عبد البهاء میفرمایند:

"تا از تعاليم الهيّه تجاوز نشود انشقاق حاصل نگردد"        (مكاتيب حضرت عبدالبها - جلد ٤: صفحه ۲۷)

مسلمأ دوستان عزیز آگاهی دارند که ایادی فاقد هرگونه اختیارات و مسئولیتهای اداری میباشند، بموجب الواح وصایای حضرت عبدالبهاء وظیفه ایادی امرالله در دیانت بهائی به شرح زیر تعین گشته است:

"وظیفه ایادی امرالله نشر نفحات الله وتربیت نفوس وتعلیم علوم وتحسین اخلاق عموم وتقدیس وتنزیه در جمیع شئون است از اطوار واحوال وکردار وگفتار باید تقوای الهی ظاهر وآشکار باشد واین مجمع ایادی در تحت اداره ولی امرالله است"

روحیه خانم با تشکیل جلسه سری ایادی آنها را با استفاده ازموقعیت خود به راه عهد شکنی هدایت و هدف خود را پیگیری نمود:

"وقتی که ولی امرالله صعود نمود مهمترین و فوری ترین کاری که در اولین جلسه سری ایادی در پیش داشتیم این بود که مطمئن شویم که هر چیزی که بنحوی با امور رهبری واداره امر در ارتباط است بسرعت و به نحوی استوار به موسسه ایادی امرالله منتقل وسپرده شود."

(روحیه خانم، Ministry of the Custodians, p.10 )

نوشته اند:

"همچنین عده‌ای از افراد بهائی را كه به خدمات خالصانه‌ای موفق شده بودند به عنوان ایادیان امرالله تعیین فرمودند و پس از مدتی به ایادی امرالله اجازه دادند افرادی را به عنوان معاون خود انتخاب كنند كه در امور یاریشان نمایند. (امروز با افزایش تعداد بهائیان و توسعهء فعالیتهای جامعهء بهائی، معاونین نیز می‌توانند مساعدینی برای خود انتخاب نمایند)"

همه ایادی امرالله که در زمان اولین ولی امرالله منصوب گشتند صعود نموده یا فوت شده اند لذا معاونی نمیتوانند داشته باشند که آنگاه آن معاونین برای خود مساعدینی انتخاب کنند. ایادی امرالله که در زمان سومین و چهارمین ولی امرالله منصوب شده اند معاونی ندارند.

نوشته اند:

"بعد از صعود حضرت ولی‌امرالله، چون ایشان فرزندی نداشتند كه بر طبق الواح وصایا جانشین ایشان شود، ایادی امرالله به مدت شش سال ادارهء جامعهء بهائی را به عهده گرفتند تا اینكه در سال 1963 میلادی، مطابق 1342 شمسی، بیت‌العدل اعظم بر طبق برنامه‌هایی كه حضرت ولی‌امرالله از قبل تعیین فرموده بودند انتخاب شد. بیت‌العدل اعظم عالی‌ترین مرجع جامعة بهائی است و به اعتقاد بهائیان، بر اساس بیاناتی كه فوقاً ذكر شد، ملهم به الهامات غیبی الهی و مصون از خطاست."

اینکه اولین ولی امر بهائی دارای فرزندی نبودند نمی تواند مجوزی برای تجاوز به حریم ولایت امرالله بوسیله ایادی سابق به حساب آید که خود را جانشین ولی امرالله قلمداد کردند -  ایادی امرالله فاقد هرگونه اختیار اداری هستند مگر آنکه وظیفه یا ماموریت خاص ومشخصی از جانب ولی امرالله به یکنفر یا چند نفر از آنان ارجاع گردد در اینصورت ولی امرالله اختیارات لازم برای انجام آن ماموریت را بطور مشخص و منجز تفویض مینماید. بدون ولی امرالله ایادی امرالله نمیتوانند موجودیت داشته باشند

"ای ياران، ايادی امر اللّه را بايد وليّ امر اللّه تسميه و تعيين كند جميع بايد در ظلّ او باشند و در تحت حكم او . اگر نفسی از ايادی و غير ايادی تمرّد نمود و انشقاق خواست عليه غضب اللّه و قهره زيرا سبب تفريق دين اللّه گردد. و وظيفه ايادی امر اللّه نشر نفحات اللّه و تربيت نفوس در تعليم علوم و تحسين اخلاق عموم و تقديس و تنزيه در جميع شئونست، از اطوار و احوال و كردار و گفتار بايد تقوای الهی ظاهر و آشكار باشد . و اين مجمع ايادی در تحت اداره وليّ امر اللّه است كه بايد آنانرا دائماً بسعی و كوشش و جهد در نشر نفحات اللّه و هدايت مَنْ علی الارض بگمارد. زيرا بنور هدايت جميع عوالم روشن گردد و دقيقه ئی در اين امر مفروض بر كلّ نفوس فتور جائز نه تا عالم وجود جنّت ابهی گردد و روی زمين بهشت برين شود و نزاع و جدال امم و شعوب و قبائل و دول از ميان بر خيزد كلّ من علی الارض ملّت واحده و جنس واحد و وطن واحد گردد و اگر اختلافی حاصل شود محكمه عمومی كه شامل اعضاء از جميع دول و ملل است فصل دعوی كند و حكم قاطع نمايد."

           (الواح وصایا صفحه 13)

بعد از صعود اولین ولی امرالله اداره جامعه بهائی میبایست بوسیله شورای بین المللی بهائی که رئیس و همه اعضاء آنرا ولی امرالله منصوب فرموده بودند و بیت عدل عمومی در حالت جنینی بود انجام شود یعنی بیوت عدل محلی و ملی که بصورت جنینی (محافل ملی ومحلی) وجود داشتند میبایست زیر سرپرستی بیت عدل جنینی قرارگیرند نه ایادی امر . مرکز میثاق به صراحت مشخص میفرمایند که موجودیت ایادی امرالله کاملأ به وجود ولی امرالله بستگی دارد "بايد در ظلّ او باشند و در تحت حكم او"   . آنها انوار هدایت را از ولی امرالله (حی وزنده) دریافت وبه مردم منعکس می نمایند.

بر طبق بیان مبارک ایادی امرالله موظفند که تا زمانی که " عالم وجود جنّت ابهی گردد و روی زمين بهشت برين شود و نزاع و جدال امم و شعوب و قبائل و دول از ميان بر خيزد كلّ من علی الارض ملّت واحده و جنس واحد و وطن واحد گردد" در تحت حکم و اداره ولی امرالله به " نشر نفحات اللّه وتربيت نفوس در تعليم علوم و تحسين اخلاق عموم و تقديس و تنزيه در جميع شئون" اشتغال داشته باشند و حضرت عبد البهاء تاکید میفرمایند که " دقيقه ئی در اين امر مفروض بر كلّ نفوس فتور جائز نه"

بدون رهبری و هدایت ولی امرالله فیض و تائیدات الهی از ایادی سلب خواهد گشت و آنها که خود از انوار هدایت محروم خواهند بود نمیتوانند نور هدایت را به مردم منتقل نمایند.

ذات نایافته از هستی، بخش ---- چون تواند که بود هستی‌بخش؟

تعیین جانشین ولی امرالله موکول به داشتن فرزند نیست، تعین جانشین دستور صریح، حتمی ولازم الاجرای حضرت عبدالبهاء است، میثاق الهی است، حفظ و صیانت امرالله به وجود ولی امرالله بستگی دارد

"ای احبّای الهی باید ولیّ امر اللّه در زمان حیات خویش من هو بعده را تعیین نماید تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد و شخص معیّن باید مظهر تقدیس و تنزیه و تقوای الهی و علم و فضل و کمال باشد لهذا اگر ولد بکر ولیّ امر اللّه مظهر الولد سرّ ابیه نباشد یعنی از عنصر روحانی او نه و شرف اعراق با حسن اخلاق مجتمع نیست باید غصن دیگر را انتخاب نماید" (الواح وصایا)

"حصن متين امر اللّه باطاعت مَنْ هو وليّ امر اللّه محفوظ و مصون ماند و اعضای بيت عدل و جميع اغصان و افنان و ايادی امر اللّه بايد كمال اطاعت و تمكين و انقياد و توجّه و خضوع و خشوع را به وليّ امر اللّه داشته باشند . اگر چنانچه نفسی مخالفت نمود مخالفت بحقّ كرده و سبب تشتيت امر اللّه شود و علّت تفريق كلمة اللّه گردد و مظهری از مظاهر مركز نقض شود.  زنهار زنهار مثل بعد از صعود نشود كه مركز نقض ابا و استكبار كرد ولی بهانه توحيد جعلی نمود و خود را محروم و نفوس را مشوّش و مسموم نمود . البتّه هر مغرور اراده فساد و تفريق نمايد صراحةً نميگويد كه غرض دارم لابد بوسائلی چند و بهانه ئی چون زر مغشوش تشبّث نمايد و سبب تفريق جمع اهل بهاء گردد." (الواح وصایا)

الواح مبارک وصایا همه اولیاء امرالله را تا پایان دوران دیانت بهائی مکلف و موظف میسازد که جانشین خود را در زمان حیاتشان تعین نمایند، میفرمایند:  "باید ولیّ امر اللّه در زمان حيات خويش من هو بعده را تعيين نمايد " میفرمایند "باید" نمیفرمایند شاید نمیفرمایند  امکان دارد یا ممکن است . کلمه دستوری موکد تر از "باید"  برای نشان دادن لزوم ، ضرورت ، وجوب ، الزام و بایستن  وجود ندارد.

هیچ هیئت یا موسسه ای را بدون وجود ولی امرالله به عنوان "رئیس مقدس"  و "عضو اعظم ممتاز لاينعزل"  نمیتوان بیت عدل اعظم دانست.

حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا در باره بیت عدل حقیقی میفرمایند:

"امّا بيت عدل الّذی جعله اللّه مصدر كلّ خير و مصوناً من كلّ خطاءٍ بايد بانتخاب عمومی يعنی نفوس مؤمنه تشكيل شود و اعضاء بايد مظاهر تقوای الهی و مطالع علم ودانائی و ثابت بر دين الهی و خير خواه جميع نوع انسانی باشند. و مقصد بيت عدل عموميست يعنی در جميع بلاد بيت عدل خصوصی تشكيل شود و آن بيوت عدل بيت عدل عمومی انتخاب نمايد. اين مجمع مرجع كلّ امور است و مؤسّس قوانين و احكامی كه در نصوص الهی موجود نه و جميع مسائل مشكله در اين مجلس حلّ گردد و ولیّ امر اللّه رئيس مقدّس اين مجلس و عضو اعظم ممتاز لاينعزل . و اگر در اجتماعات بالذّات حاضر نشود نائب و وكيلی تعيين فرمايد . و اگرچنانچه عضوی از اعضاء گناهی ارتكاب نمايد كه در حقّ عموم ضرری حاصل شود وليّ امراللّه صلاحيّت اخراج او دارد بعد ملّت شخص ديگر انتخاب نمايد. اين بيت عدل مصدرتشريعست و حكومت قوّه تنفيذ"

بیت عدل مصون از خطا بر اساس بیان مبارک ، بیت عدل حقیقی است که ولی امرالله "رئیس مقدس" و" عضو اعظم ممتاز لاینعزل " آن موسسه باشد و مقرر فرموده اند که اگر بنا به دلایلی ولی امرالله در جلسات بیت عدل حضور نیابد نماینده ای به این منظور تعین نماید بعلاوه مشخص فرموده اند که تنها ولی امرالله صلاحیت اخراج اعضاء خاطی را دارد.

همچنین اولین ولی امرالله در کتاب دور بهائی صفحه 83 مشخص فرموده اند که هر گاه ولی امرالله " تصميمی را وجداناً مباين با روح آيات منزله تشخيص دهد بايد ابرام و تأکيد در تجديد نظر آن نمايد"
بنا بر مراتب فوق موسسه ای که با بیت عدلی که حضرت عبدالبهاء مقررفرمودند جز نام شباهتی ندارد و فاقد شرایط لازم است بر طبق بیان شوقی افندی اولین ولی امرالله " از اعتبار اصلی ورتبه روحانی ساقط واز حق تشریع ووضع احکام وسنن و قوانین غیر منصوصه ممنوع واز اشرف اسنی وقوه مطلقه علیا محروم" است. و بدون داشتن " رئیس مقدس"
; " از واسطه فيضی که بر عواقب امور در طيّ دهور احاطه دارد بالمرّه بی نصيب ماند و هدايتی که جهت تعيين حدود و وظائف تقنينيّهء منتخبين ضروری است سلب شود" (دور بهائی صفحه٨٠)

ونوشته اند:

بیت‌العدل اعظم برای تداوم وظائف ایادی امرالله كه دیگر نمی‌توانند انتخاب شوند، چون جامعهء بهائی از موهبت وجود ولی امر محروم است، مشاورین را منصوب می‌فرماید كه همان وظائف ایادی امر را دنبال كنند، "

ایادی امرالله مقامی انتصابی است نه انتخابی آنها را ولی امرالله تعین مینماید. جامعهء بهائی میتواند با اطاعت و پیروی از مفاد الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبهاء که دستور نظم بديع عالم که در عين حال افتخار اين کور اعظم و نويد آن است وتبیینات اولین ولی امرالله و نتیجتاً شناخت ولی امرالله  از موهبت وجود ولی امر محروم نباشد. علت محرومیت؛ پیروی وتقلید کورکورانه از روحیه خانم وایادی سابق وموسسه نا مشروع ساخته آنها میباشد که با بیت عدل حقیقی که بوسیله حضرت عبدالبهاء در الواح مبارک وصایا تبیین و تشریح گشته جز نام شباهتی ندارد و بهائیان را از تحری حقیقت و مطالعه حقایقی که بوسیله بهائیان حقیقی نوشته میشود منع میکند وطبعاً آنهارا از موهبت وجود ولی امر محروم میگرداند.

در اين دور مبارک   محض  صيانت امر الله که تفريق در بين حزب الله نشود جمال مبارک روحی  له الفداء به اثر قلم اعلی عهد و پيمان گرفت و مرکزی معيّن فرمود  که مبيّن  کتاب است  و رافع اختلاف آنچه او بنگارد و بگويد مطابق واقع و درصون   حمايت جمال مبارک از خطا محفوظ . مقصد از اين عهد و ميثاق رفع اختلاف از آفاق است "    

 (منتخبات مکاتیب جلد چهارم صفحه ١٦٥)

نیز میفرمایند:

 "باری ای احبای الهی صریح کتاب الهی اینست که اگر دو نفس در مسئله از مسائل الهیه جدال و بحث نمایند واختلاف ومنازعه نمایند هردو باطلند ، حکمت این امر قطعی الهی اینست که در میان دو نفس از احبای الهی جدال ونزاع نشود ، بنهایت الفت ومحبت با یکدیگر گفتگو کنند ، اگر اندک معارضه ئی بمیان آید سکوت کنند دیگر طرفین تکلم ننمایند وحقیقت حال را ازمبین سئوال کنند این است حکم فاصل"                       

   (مکاتیب حضرت عبد البها جلد ۳ : صفحه ۳ ۳ )

حضرت شوقی افندی در باره ولایت امرالله میفرماید:

" بدون اين مؤسّسه وحدت امر اللّه در خطر افتد و بنيانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطه فيضی که بر عواقب امور در طی دهور احاطه دارد بالمرّه بی نصيب ماند و هدايتی که جهت تعيين حدود و وظائف تقنينيّۀ منتخبين ضروری است سلب شود"                                  

               (دور بهائی صفحه ٨٠)    

همچنین نوشته اند:

"یكی از مهمترین ویژگی‌های نظم اداری بهائی این است كه بنیان الهی دارد، یعنی توسط خود شارع دیانت بهائی، نه پیروان ایشان، بنیانگذاری شده است. هیچیك از نظامهای دینی و سیاسی عالم چنین امتیازی ندارند، زیرا همهء آنها ساختهء دست بشر هستند . همچنین خداوند در این دور مژده داده است كه بیت‌العدل اعظم را كه به انتخاب مردم تشكیل می‌شود به الهامات خود ملهم می‌فرماید و آنان را از تصمیمات نادرست حفظ می‌كند و در نتیجه جامعهء بهائی از انحراف در امان می‌ماند."

متاسفانه نویسنده جملات بالا سهواً یا عمداً این حقیقت را نا دیده گرفته است که موسسه ایکه بعنوان بیت‌العدل اعظم نام میبرد نیز ساخته دست بشر(روحیه خانم و ایادی سابق) است و اساساً با بیت عدل حقیقی که حضرت عبدالبهاء در الواح وصایای خویش مشخص فرموده اند جز نام شباهت دیگری ندارد و مشمول بیان اولین ولی امرالله است که فرموده اند:

"هرهیئتی که به نظام الهی وبرحسب تعلیمات واصول وشرایط سماویه که در صحف الهیه مشروحأ مثبوت ومسطور است کاملأ کما ینبغی و یلیق لهذا المقام الرفیع والمرکز المنیع انتخاب و تشکیل نشود آن هیئت از اعتبار اصلی ورتبه روحانی ساقط واز حق تشریع ووضع احکام وسنن و قوانین غیر منصوصه   ممنوع واز اشرف اسنی وقوه مطلقه علیا محروم "

            (توقيعات مباركه ١٩٢٢-١٩٢٦: صفحه ۲۴۰)

بدون ولی امرالله بعنوان  "رئيس مقدّس" و "عضو اعظم ممتاز لاينعزل" هیچ هیئتی را نمی توان بیت عدل عمومی یا اعظم دانست. ویژگی نظم اداری را اولین ولی امر بهائی چنین بیان فرموده اند:

"  در اين خصوص بايد متذکّر گرديد که اين نظم اداری اساساً با آنچه انبيای سلف وضع فرموده‌اند متفاوت است زيرا حضرت بهآءاللّه به نفسه اصولش را بيان و تأسيساتش  را استوار و مبيّن کلمه‌اش را معيّن فرموده‌اند و به هيئتی که مأمور تکميل وتنفيذ احکام شرعيّه‌اش بوده اختيارات لازم عنايت کرده‌اند و اين جمله خود رمزقوّت امر اللّه و ما به الامتيازش از ساير اديان و ضامن حفظ و وقايتش از انشقاق و تجزّی است  .در هيچيک از کتب مقدّسهء اديان عالم حتّی در آثار حضرت اعلی نميتوان راجع به عهد و ميثاق و تدارک نظم اداری نصوصی يافت که از حيث درجه واعتبار با آنچه در اين مورد در اساس آئين بهائی است قابل قياس باشد . آيا فی المثل در مسيحيّت و يا اسلام که دو نمونهء بارز از اديان کثير الانتشار معظم عالمند ميتوان چيزی يافت که با کتاب عهدی و يا الواح وصايا قياس گردد و يا معادله نمايد ؟ آيا نصوص انجيل و يا قرآن هيچيک به رؤسا و مجامعی که مُدّعی مقام تبيين و حقّ تفسير مندرجات کتب مقدّس و اداره امور جامعهء خود بوده‌اند اختيارات کافيه اعطا مينمايد ؟ آيا پطرس قائد مسلّم حواريّون و امير المؤمنين علی پسر عمّ و وصيّ شرعی  حضرت رسول دارای شواهد و نصوص صريحی از حضرت مسيح و حضرت محمّد بوده‌اند که مؤيّد بر ولايت ايشان باشد و بتواند منکرين آنان را که چه در زمان حيات و چه درادوار بعد با مخالفت خود سبب انشقاقی که تا امروز باقی است گشته‌اند ملزم به سکوت نمايد ؟"

(دور بهائی صفحه ٧٢)

نوشته اند:

" ویژگی مهم دیگر نظم اداری بهائی كه آن را از سایر نظامهای دینی متمایز می‌كند آن است كه در آن طبقه‌ای به نام روحانیون یا رهبران دینی وجود ندارد. با رسیدن عالم انسانی به مرحلهء بلوغ خود دیگر نیازی به چنین طبقه‌ای نیست "

متاسفانه بیت العدل بدلی با انتصاب افرادی بعنوان مشاورین دارالتبلیغ بین المللی در حیفا، مشاورین قاره ای، معاونین و مساعدین عملاً چنین طبقه ای را بوجود آورده که اکثراً موظف به تفتیش عقاید، تهدید به طرد وسرکوب بهائیان حقیقی و افراد دیگری که بهر دلیل متوجه شده اند که حقیقتی در کار بیت العدل بدلی وجود ندارد میباشند. 

ونوشته اند:

" دو ویژگی فوق سبب می‌شود كه این نظم بتواند وحدت جامعه را حفظ كند و مانع تشكیل فرقه‌ها و احزاب گوناگون شود، چون از طرفی افرادی به نام رهبران دینی وجود ندارند كه هریك طرفدارانی داشته باشند و دستور خاصی صادر كنند و از طرف دیگر همانطور كه دیدیم ضرورت اطاعت از مركز واحدی كه بیت‌العدل باشد توسط حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء و حضرت ولی‌امرالله مورد تأكید قرار گرفته است و جای انكار برای احدی باقی نمانده است."

بدون تردید علت بروز فرقه ها و مذاهب گوناگون در ادیان گذشته برداشتها،  تفاسیر و تبینات مختلف و متفاوت از کتابهای مقدسه آن ادیان بوده، و نتیجتاً تباین آراء و استنباط های گوناگون بزرگترين منبع و منشا اختلاف و انشقاق بوده است. در دیانت بهائی براي اولين بار در تاريخ اديان مظهر ظهورالهي به روشنی و صراحت؛ مبين و مفسر كلمه‌اش را مشخص و با واگذاری حق تبيين باو استمرار سلطه الهيه را كه از سرچشمه ديانت جريان دارد تعيين ميفرمايد .

" باري از خصائص اين دور حضرت بها الله كه در دورهاي سابق نبوده‌ است يكي اين است كه حضرت بهاالله مجال اختلاف نگذاشت زيرا در يوم مباركش به اثر قلم اعلي عهد و ميثاق گرفته و مرجع كل را بيان فرموده و مبين كتاب را تصريح كرده و ابواب تاويل را مسدود نموده جميع بايد شكرخدا كنند كه در اين دور مبارك كل را راحت فرموده و مجال تردد نگذاشته لهذا بايد اطاعت وانقياد نمود وتوجه تام داشت"

(منتخباتي از مكاتيب حضرت عبدالبها - جلد ٤: صفحه ۱۶۹)

"وضع اصول اداري و انشاء تاسيسات بديعه منيعه و تفويض حق تبيين ايات به ولي امرالله ائين الهي را در اين ظهور اعظم بنحوي كه درظهورات گذشته سابقه و نظير نداشته از تحزب انشعاب و تجزي و انشقاق حفظ خواهد نمود."

(كتاب قرن بديع: صفحه ۶۶۲)

آنها این اصل مهم را نادیده گرفته اند که:

 "اين نظم بديع از انظمه باطله سقيمه عالم ممتاز در تاريخ اديان فريد و بی مثيل و سابقه،  بنيادش بر دو ركن ركين استوار ركن اول و اعظم ركن ولايت الهيه كه مصدر تبين است و ركن ثانی بيت عدل اعظم الهي كه مرجع تشريع است همچنانكه در اين نظم الهی تفكيك بين احكام شارع امرو مبادی اساسيه‌اش كه مركز عهد و ميثاقش تبيين نموده ممكن نه، انفصال ركنين نظم بديع نيز از يكديگرممتنع و محال"

     (توقيعات مباركه ١٩٤٥-١٩٥٢: صفحه ۱۲۷)

در پایان نوشته اند:                        

" حضرت ولی‌امرالله در كتاب دور بهائی كه آن را وصیت‌نامهء خود نامیده‌اند در مورد نظم‌اداری توضیحاتی داده‌اند كه این بخش را با آن به پایان می‌بریم:

"این نظم به مثابهء صدفی برای حفظ و صیانت گوهر گرانبهای امر اللّه است و به مرور زمان واضح و مبرهن خواهد شد که این نظم عامل اصلیه‌ایست که این شرع انور را به مرحله نهائی وارد خواهد کرد. مادام که این نظم هنوز در مرحله طفولیت است زنهار که نفسی در ادراک کیفیتش به خطا رود و یا از اهمیتش بکاهد یا مقصدش را دگرگون جلوه دهد. صخره‌ای که این نظم اداری بر آن استوار است مشیت ثابته الهیه برای عالم انسانی در عصر حاضر است. منبع الهامش نفس حضرت بهآءاللّه است. حامی و مدافعش جنود مجنّدهء ملکوت ابهی است. ظهور و نشو و نمایش نتیجه اهراق دم لا اقلّ  بیست هزار شهدائی است که حیات خویش را در این سبیل نثار نموده‌اند.  محوری که مؤسّساتش حول آن طائف مضامین محکمه الواح وصایای  حضرت عبدالبهآء است. مبادی اساسیه‌اش حقایقی است که مُبین مصون از خطای آیات الهی در خطابات مبارکهء خویش در غرب بیان فرموده است. احکامی که برای اداره‌اش وضع گردیده و وظائفش را تحدید مینماید، صریحاً در کتاب اقدس نازل شده است. مقرّی که مشروعات روحانیه و خیریه و اداریه‌اش حول آن مجتمع میباشد مشرق الاذکار و متفرّعات آنست. ارکانی که سلطه‌اش مستظهر بدانست دو مؤسّسهء ولایت امر اللّه و بیت عدل اعظم است. مقصد  اصلی و ضمنی که محرّک آنست استقرار نظم بدیع جهان آرائی است که شالوده آنرا حضرت بهآءاللّه بنیان نهاده.  روشی که بکار میرود و موازینی را که  القاء مینماید آنرا نه به شرق متمایل میسازد و نه به غرب، نه به یهود و نه به غیر آن، نه به فقیر و نه به غنی، نه به سفید و نه به سیاه، شعارش وحدت عالم انسانی، علمش صلح اعظم، سرانجامش حلول دوره ذهبی هزار ساله یعنی یومی که سلطنت‌های عالم به سلطنت الهیه که سلطنت حضرت بهاءاللّه است مبدّل گردد".‌ 

کتاب دور بهائی که آنرا بعنوان وصیتنامه اولین ولی امرالله نامبرده اند مشحون است از توضیحات و تأکیدات ایشان در باره اهمیت و لزوم ولی امرالله در نظم بدیع و استمرار و تسلسل این مقام تا پایان دوران دیانت بهائی. مطالعه این کتاب بر هر فرد بهائی لازم و واجب است.

بنظر میرسد که نویسندگان رسانه "آئین بهائی"که به پیروی از بیت بدلی سعی در انکار ولایت امرالله و پنهان نمودن حقایق دارند  آخرین قسمت کتاب دور بهائی  (مطلب فوق) را بدون دانستن و درک معنی آن نقل نموده اند زیرا با مقایسه آنچه اولین ولی امر بهائی در آن کتاب مرقوم داشته اند وآنچه بیت بدلی و ایجاد کنندگان آن انجام داده اند گمراهی بیش از اندازه آن موسسه بدلی ثابت میگردد و روشن میشود که آنها بر خلاف مشیت ثابته الهیه عمل کرده و مینمایند:

"صخره‌ای که این نظم اداری بر آن استوار است مشیت ثابته الهیه برای عالم انسانی در عصر حاضر است."

" محوری که مؤسّساتش حول آن طائف مضامین محکمه الواح وصایای  حضرت عبدالبهآء است."

           " ارکانی که سلطه‌اش مستظهر بدانست دو مؤسّسهء ولایت امر اللّه و             بیت عدل اعظم است."



هیچ نظری موجود نیست: